آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان
ضد دختر و پسر باز هم عرض سلام دارم به همه شما دوستان عزيز خودم ! اين هفته هم به خدمت شما اومدم تا يه مطلب جديد بنويسم ! در جريان بعضی از دوستی های بين دختران و پسران مسائلی عجيب پيش میاد که ميخوام در مورد اونا واستون بنويسم ! شايد واستون جالب باشه ! کلاس گذاشتن دختر ها و پسرها ! حتماٌ خيلی واستون اتفاف افتاده که روزهای اولی که تازه با طرفتون دوست شده ايد متوجه ميشيد که پسره حالا يا دختره خيلی داره کلاس ميذاره و حرف از مايه داری و اينکه آخره کلاسه ميزنه ! اما دست آخر ميفهمی که بابا هيچ خری نبوده و همش چرت گفته بوده ! البته همه رو نميگم ها بعضی ها رو ميگم که اينطوری هستن ! کلاس گذاشتن پسرها : آره رويا جون من ماشين سمند و يه پژو ۲۰۶ شونزده سوپاپ دارم ٬ کارخونه بافندگي دارم يه پام اينجاست يه پام دبی٬ يه ويلا تو شمال در بست در اختيار خودمه و يه خونه 500 متري تو جردن دارم٬ اهوازم که کيانپارس ۲ تا ۱۰۰۰ متری تو ميهن خريدم تک و تنها هستم و ...
من خودم يه ماشين زيره پام هست اما زياد باهاش بيرون نميام چون حال رانندگي ندارم.کلاس پيانو ميرم. امتحان کردن پسرها ! خيلی وقتا شده که موبايلتون يا تلفنتون زنگ ميخوره ميبينيد که يه خانوم خوش صدا پشت خطه و ميخواد که باهاتون حرف بزنه و يا احتمالاٌ دوست شه ! شما هم حالا يا حرف ميزنيد يا به احتمال خيلی کم ردش ميکنيد من که فکر کنم کاره اول رو انجام ميديد ! آخر سر هم ميفهميد که مثلاٌ نگار خانوم دوست دخترتون ميخواسته امتحانتون کنه و گوشی رو داده بوده به دوستش ! بعدش هم يه دعوا و قهر و ... من اول ميخوام به دخترها بگم آخه اينم شد امتحان کردن ؟ اگه بهش اعتماد نداری خيلی راههای بهتری هست ! آخه خودت ميدونی پسرا به صدای دخترها حساس شدن ! اينجوری بدتر فکرشو به طرف اين ميبری که : آيا با يکی ديگه دوست شم ؟ شايد اين از نگار بهتر باشه !!! ... تو فکر اين چيزا ميفته ! بعد که می فهمه تويی هم خودت ضد حال خوردی هم دوست پسرت و يه کينه ای ميشه تو دل هر دوتاتون ... ! البته اين نظر منه ! از اين کارها نکنيد ! غيرت پسرها و حسادت دخترها ! احتمالاٌ واسه دخترها اتفاق افتاده که دوست پسر به اصطلاح خيلی غيرتی دارن که مثلاٌ ميگه : چرا شلوار برمودا پوشيدی ؟ چرا مانتوت تنگه ؟ چرا موهات بيرونه ؟ چرا ابروهاتو برداشتی ؟ چرا آرايش کردی ؟ تا حالا کجا بودی ؟ با کی حرف ميزدی ؟ بيرون نرو ٬با فاميلاتون بگو بخند راه ننداز٬ تو شهرک پياده راه نرو ٬تنها خريد نرو و ... به نظر شما اين با غيرت بود نه؟! ... به نظر من به اين ميگن ظلم ! (من از اين ظلم ها زياد کردم) به اين ميگن احساس مالکيت داشتن ! (منم اين احساس رو داشتم يا اينکه واسه پسزه اتفاق افتاده که دوست دخترش ميگه ! کجا بوذه ؟ نکنه با دخترها بودی ؟ با يه دختره ديگه که حرف نميزدی ؟ چرا ريشاتو زدی ؟ نکنه خبريه ؟ ديروز چرا موبايلت خاموش بود ؟ شنيدم با لاله دوست شدی ؟ شنيدم با ماشين با هم بودين ؟ و از اين حرفها که واقعاٌ بدم مياد ! بابا خانوم بيخيال چرا اينقدر الکی گير ميدی ؟اينقدر حسود نباش ! اگه شک داری بهش و يا ميدونی با دخترا قرار ميزاره رک بهش بگو ! ببين چی ميگه ؟ اگه مطمئنی و خودت ديديش که ديگه حرفی نيست باهاش تموم کن ! اما اگه ميخوای بشينی و به حرف اينو اون گوش بدی همون بلايی سرت مياد که سر من و امثال من اومده ! يعنی بهترين دوستی ها با حرفهای حسودان بهم ميخوره ! واسه خودتون ميگم ! از ما که گذشت ! قدر دوستيتون رو بدونيد غيرت بازی و حسود بازی رو بذاريد کنار ! اينم مسائلی بود که يادم بود و واسه خودم هم کم و بيش اتفاق افتاده بوده ! اميدوارم که لذت و استفاده کافی برده باشيد. فعلاٌ تا مطلب بعدی ... بای نازنین نظرات شما عزیزان:
لینکت کردم
14 فروردين 1392برچسب:, :: 18:40 :: نويسنده : نازنین
![]() ![]() |